تبليغاتX
خلوت دل
خاطرات-مناجات-شعر-واقعیات-امال وآرزوها-شکر و شکایات-
خیلی وقته که نیامدم اینجا چیزی بنویسم یعنی حسش نبود الانم نیست اما دلم هوایی شد. این چند وقت احساسای مختلفی بهم دست می ده یک کم بی خیال همه چی می شم یک کم استرس پیدا می کنم ... بعضی وقتها الکی خوشحالم .. یک موقعی حسابی گرفته می شم امروزم از اون روزا بود بیشتر روز تنها بودم مخصوصا عصر جمعه تنهایی خیلی سختی بود اما خوب سر اومد. خیلی دلم گرفته بود یک کم گریه کردم یک کم آهنگ گوش دادم خواسم خودمو سرگرم کنم هزارتا کار عقب مونده داشتم می شد به اونها برسم اما اصلا حوصلشو نداشتم .شبکه آی تی ان (شبخیز) توی برنامه زووم بیوگرافی مهستی رو گذاشته بود و لابه لاش آهنگاشو پخش می کرد .عجب صدایی... حیف شد ..حیف .. یک کم پا آهنگاش گریه کردم باش زمزمه کردم....خلاصه این عصر لعنتی تموم شد.

امروز از خدا یک چیزی خواستم تو خلوتم به خدا گفتم خدایا می شه دلم شاد شه ؟؟؟

من..منی که مظهر لودگی و خوشمزگی و بذله گویی خاص وعام بودم .. من که به قول خودم علی بی غمم حالا این چه حالیه؟ آخه خدایا این چه حس و حالیه؟؟

چقدر آروم شدم چقدر جدیدا سخت و صبور شدم پس اون شیطنتهام کجان؟ ...؟احساس پیری می کنم چقدر این چند ماه دوروبرم اتفاقای خوب افتاده (خداروشکر) و من هم به خاطر همشون از ته دل خوشحالم اما برای خودم .... اما خودم الکی الکی اسیر شدم عجب دنیایی ... عجب بازی کودکانه اییه این زندگی

خدیا خودت کمک کن فقط می خوام دلم شاد شه فقط

+ نوشته شده در  جمعه هجدهم آبان 1386ساعت 11:33 بعد از ظهر  توسط یک دوست  | 

 
66058