تبليغاتX
خلوت دل - یک سوال
خاطرات-مناجات-شعر-واقعیات-امال وآرزوها-شکر و شکایات-
یک سوال اساسی بی جواب دارم شما بهم کمک کنین لطفا مرسی

به نظر شما وقتی آدم یک حس خوب نسبت به کسی داره و همه جوره این احساس خوب خودشو نشون می ده (یعنی با شناخت و رفتاری که از طرف دیده می شه این حس مثبت تقویت می شه) و خلاصه یک جورایی این آدم به دلته حالا حتی بخواهی یک بهونه ی عقلی برای اینکه از دلت پسش بزنی پیدا کنی ولی بازم این محبت تو دلت هست و حس می کنی هیچ کسی مثل اون نمی شه برات  اون موقع باید چیکار کرد؟ چقدر باید روی حرف دل پافشاری کرد؟چقدر می شه عقل گرایی کرد ؟مثلا توی انتخاب ؟ منظورم اینه که حرف واضحی روی این علائق مطرح نشده باشه اما از رفتار و برخوردها یک حس مطمئنی ته دلت بگه که اونم دلش پیشه تو گیره. چقدر می شه به این حس اعتماد کرد ؟

این حرفها رو یک بچه ی ۱۴ ساله نمی گه هاااااااااا اینا حرف دل کسیه که سعی کرده همیشه واقع گرا باشه و هر چیز و هر کس تو ی زندگی را اون جور که هستن بپذیره و با واقعیات روبه رو بشه اما این حس و حال و اون حس اعتماد قلبی به طرف مقابل یک حس خیلی قرصیه که تو این ۲۵ سال زندگی به هیچ شکل تجربه نشده بود. اینا رو گفتم که خدای نکرده فکر نکنین عاشق چشم و گوش بسته ای شدم که فقط معشوق را می بینه هااا نه اون که خدا واسه ۱۴ ساله هاش ام نخواد  الانم به هیچ شکل جانب احتیاط رها نشده و امورات زندگی  دست دل نیست اما حس خیلی مثبت میبینه نمی دونم چرا؟ منم اصلا نمی خوام  بهش اعتماد کنم چون طاقت درد عشق و زهر هجرو دوری یارو ندارم  اما این حس خیلی پاک خیلی آرامش دهنده است انگار قابل اعتماده . می شه بهش اعتماد کرد؟؟ چیکارش کنم؟

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هفتم دی 1386ساعت 0:19 قبل از ظهر  توسط یک دوست  | 

 
66058