روباهی صبح هنگام با طلوع افتاب از لانه بیرون آمد و نگران و مضطرب به سایه اش نگاهی انداخت و گفت امروز شتری خواهم خورد و شتابان به دنبال شکار رفت ....
هنگام ظهر خسته و نالان باز نگاهی به سایه خود انداخت و گفت امروز موشی نیز برای من کافی است!!!...
جبران خلیل جبران
+
نوشته شده در جمعه نوزدهم بهمن 1386ساعت 1:19 قبل از ظهر  توسط یک دوست
|