<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>خلوت دل</title>
<link>http://gharib123.blogfa.com/</link>
<description>خاطرات-مناجات-شعر-واقعیات-امال وآرزوها-شکر و شکایات-</description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Mon, 25 Aug 2008 22:22:12 GMT</lastBuildDate>
<item>
<title>یوسف من</title>
<link>http://gharib123.blogfa.com/post-52.aspx</link>
<description>&lt;STRONG&gt;یوسف گمگشته باز آید به کنعان غم مخور            کلبه ی احزان شود روزی گلستان غم مخور&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;چند روزی بود که این شعر اومده بود توی ذهنم و مدام ورد زبانم شده بود نمی دونم چرا؟ شاید چون یک یوسفی داشتم که یک دفعه گمش کردم  اما برگشتش را نمی دونم  از خدا بهترین را خواستم و مرتب این سوال برام پیش می یاد که بهتر از اونم کسی هست؟ انسان تر پاک تر بی ریاتر و صادق تر از اون؟ شاید دارم اشتباه می کنم که این همه خوب می بینم و یادش هنوز بعد اون مصیبتی که کشیدم برام عزیزهه اما خوب من بدی ندیدم همه ی اونچه که دیدم و شنیدم خوبی بود نمی دونم خداجون ازت بهترین را می خوام بهترییییییییییین  &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;خدایا هر کجا هست به سلامت دارش&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Mon, 25 Aug 2008 22:22:12 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=gharib123&amp;postid=52</comments>
<dc:creator>gharib123</dc:creator>
<guid>http://gharib123.blogfa.com/post-52.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>و...</title>
<link>http://gharib123.blogfa.com/post-51.aspx</link>
<description>((و به زودی پس از هر سختی آسانی خواهد بود))&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT size=5&gt;یک مشکل اساسی یک مشکل آهای مردم یکی به من توضیحح بده من یک پستی دیروز گذاشتم اما الان نیست ثبت شده بود خودم دیدم اما حالا نیست لطفاااااااا مدیران بلاگفای عزیز چی شده چه خبره؟ پست قشنگ و دوست داشتنییه من کو قرار نشد خلوت منو کسی بهم بریزه؟؟؟&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Fri, 15 Aug 2008 22:08:00 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=gharib123&amp;postid=51</comments>
<dc:creator>gharib123</dc:creator>
<guid>http://gharib123.blogfa.com/post-51.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>درس های امروز</title>
<link>http://gharib123.blogfa.com/post-50.aspx</link>
<description>بیرون ز تو نیست آنچه در عالم است&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;بهشت خدا را در سرای آخرت به افرادی می دهند که در این دنیا در بهشت زندگی کرده باشند.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;بیاییم انسان رحمانی باشیم نه انسان شیطانی انسان رحمانی انسان هوشیاری  است که تمام صفات خود را از ذات خداوند گرفته است.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;اگر می خواهی در دنیایی از آرامش زندگی کنی بدان که الا بذکر الله تطمئن القلوب&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Fri, 15 Aug 2008 21:16:34 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=gharib123&amp;postid=50</comments>
<dc:creator>gharib123</dc:creator>
<guid>http://gharib123.blogfa.com/post-50.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>این یا اون؟</title>
<link>http://gharib123.blogfa.com/post-49.aspx</link>
<description>می گن که کی گفته خواستن توانستن است؟ خواستن توانستن نیست&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;اندیشه ها و باورهای قوی و مثبت ۱ تا ۵ ٪ نقش دارند نه بیشتر ...&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;اونها آدم های فریبکار و مکار و دغل بازی هستند !!!&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;اینها را دیشب شنیدم از یک دکتری که صاحب نظر و واقع گراست و من مرید صحبت هاش هستم و با این حرفها دقیقا اومد پا گذاشت رو حرفها و ایده  ها و نظرات یک دکتر مثبت گرا و محبوب دیگه و حتی یک همچین اشخاصی را مکار و دغل باز معرفی کرد حالا من یک جایی گیر کردم که نمی دونم چی درسته چی غلط چون هر دوشون از نظر من آدم های موفقی  هستند  و حرفهاشون حسابی تاثیر گزار  نمی دونم نمی دونم نمی دونم &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sat, 09 Aug 2008 12:55:40 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=gharib123&amp;postid=49</comments>
<dc:creator>gharib123</dc:creator>
<guid>http://gharib123.blogfa.com/post-49.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>؟؟؟</title>
<link>http://gharib123.blogfa.com/post-48.aspx</link>
<description>۱) دیگه نمی خوام... هیچ وقت
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;۲) اصلا بد دل و عصبانی و دنبال تلافی و دق دل خالی کردن نیستم آروم ارومم ...این یعنی احمقم؟&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;۳) شک ندارم یعنی باور ندارم که اینجوری که شد باید می شد از نظرم تموم شده نیست .... هنوزم؟ این یعنی آدم واقع بینی نیستم؟ یا بهتر بگم آدم خیالاتیی شدم؟&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;۴) به دیگران بیشتر از خودم بها می دهم جوری که اگه در حقم ظلم هم بشه باز از کسی متنفر نمی شم  و همه ی آدم ها را دوست دارم... این یعنی دیوونم؟&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;۵) یک عقیده هم دارم  اونم اینکه ((من بد نمی بینم این خوش بین بودن ها و  مردم دوستی ها و دلسوزی ها و محبت ها و... جای دوری نمی روند)) اون خدایی که اون بالا شاهد و ناظر نشسته می دونه با من بنده اش چه کنه که مستحقش باشم. این ایده درسته یا نه؟ نمی دونم &lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Thu, 07 Aug 2008 21:18:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=gharib123&amp;postid=48</comments>
<dc:creator>gharib123</dc:creator>
<guid>http://gharib123.blogfa.com/post-48.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>....</title>
<link>http://gharib123.blogfa.com/post-47.aspx</link>
<description>&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot; size=3&gt;سلام این آشنایی دو ماهمون برام خیر بود کلی ازت یاد گرفتم این بی خبری الان هم خیر مطمئنم اما برام مجهول موند ولی مهم نیست مهم سلامت و سعادت هردومونه که از خدا خواستم یا با هم یا بدون هم دیگه. می دونم امتحانات این ترمت از همیشه بهتر می شه منم راضیم به رضای خدا توام راضی باش (13/5/87)&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;?xml:namespace prefix = o ns = &quot;urn:schemas-microsoft-com:office:office&quot; /&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Tue, 05 Aug 2008 09:20:34 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=gharib123&amp;postid=47</comments>
<dc:creator>gharib123</dc:creator>
<guid>http://gharib123.blogfa.com/post-47.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>آخرش</title>
<link>http://gharib123.blogfa.com/post-46.aspx</link>
<description>&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt;فکر می کنم که باید فراموش کنم هر کاری به نظرم باید و می شد انجام دادم یک روز خواستم کاملا آروم باشه گفتم حتما امروز جوابمو می ده اما نه نخواست و نخواستند که باهاش حرف بزنم قسمش دادم به همون خدایی که می پرستی می خوام باهات حرف بزنم اما نشد بهم گفتند حالش خوب نیست خودشو حبس کرده تو اطاق و با هیچ کس حرف نمی زنه و برام آرزوی خوشبختی کردند نمی دونم چی شد ؟؟؟ چه خبره؟ اما اگه اینجوره که پس یک مشکلی داره نمی دونم حکمت این کار چی بود؟ شاید همین که باید قبل از هر اتفاقی این موضوع پیش بیاد نشونه ی اینه که خدا واقعا دوستم داره نمی دونم خدایا بازم شکر&lt;?xml:namespace prefix = o ns = &quot;urn:schemas-microsoft-com:office:office&quot; /&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot; size=3&gt;هرجوری به قضیه نگاه می کنم منتفی شده است این بی خبری الان به هیچ شکلی برام قابل توجیه نیست چون قرنطینه کردن خودش و بی توجهی به چشم انتظار بودن من نشانه ی یک آدم سالم نیست و اگرهم احتیاج به زمان دارد و قراره 1 ماه 2 ماه 6 ماه دیگه ازش خبری بشه بازم برام منطقی نیست&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;  &lt;/SPAN&gt;چون اون موقع دیگه برام ارزشی نداره فعلا می خوام فراموش کنم و از خدا صبر می خوام اون یک دوست خوب 2 ماه بود که دوستش داشتم و دوستم داشت و کلی چیز ازش یاد گرفتم و من همیشه اسمش را اول لیست دعام می یارم اگرچه فرصت کمی بود اما تجربه و حس و عشق قشنگی را بهم داد خدایا می خوام که سلامت باشه و خوش و موفق چون می دونم لیاقتش را داره خدایا به من هم صبر بده صبر&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sat, 02 Aug 2008 09:28:04 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=gharib123&amp;postid=46</comments>
<dc:creator>gharib123</dc:creator>
<guid>http://gharib123.blogfa.com/post-46.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>امروز من و ...</title>
<link>http://gharib123.blogfa.com/post-45.aspx</link>
<description>&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt;می خوام بنویسم که از دیروز تا حالا چی کشیدم &lt;?xml:namespace prefix = o ns = &quot;urn:schemas-microsoft-com:office:office&quot; /&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt;اول از همه خدایا شکرت ازت ممنونم حتی الان که ازت دلخورم چون می دونم عقل کوچیک و ناقص من قادر به درک حکمت کارهای تو نیست اما خداجون آخه چرا ؟ چرا اینجور شد؟ اصلا چی شده؟&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt;خدایا من اونو باورش کردم می تونم بگم تنها مردییه که این چند سال از بین مردای ظاهرا مرد دیگه شناختم خدایا به دلم نشست دوستش داشتم دوستم داشت همه چیز که خوب بود چی شد پس؟خدایا دلم قرصه الانم آروم آرومم چون هیچ موقع منو از خودت نروندی چون هر وقت در خونتو زدم دست خالی برم نگردوندی خدایا من وجود تو و صداقت و نجابت را تو وجودش دیدم به همون قلب پاکی که ازش شناختم ایمان دارم می دونم که اگه منم بنده ی گناه کار و خطاکار تو باشم اون نیست می دونم که تو براش بهترین را می خوای خدایا برام عزیزه الان حس می کنم واقعا بهش احتیاج دارم اما این حرفو فقط و فقط تو ازم شنیدی و مطمئنم که همون جوریکه اینقدر دوستم داشتی که یک انسان توی این دوره وزمونه پیدا بشه که بیاد تو زندگیم بقیه راه را هم خودت درست میکنی شک ندارم شک ندارم شک ندارم اما الان باید صبر کرد صبر &lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt;خدایا اون بنده ی عزیز توا چی بین شماست من نمی دونم اما می دونم که اون به دعای من رو سیاه احتیاجی نداره اما من بازم ازت می خوام می خوام سلامت باشه سلامت باشه و آروم بقیه اش را هم می سپارم دست خودت می دونم خیر وجودش خیر حکمت این بی خبری را نمی دونم اما وجودش برای من خیر حتی اگه دیگه نبینمش اگه دیگه نخواد&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;  &lt;/SPAN&gt;اون قدر ازش یاد گرفتم که یک عمر بهش بدهکار می مونم خدایا منو ببخش اگه قدرشو تو این&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;  &lt;/SPAN&gt;فرصتی که بود ندانستم اگه محبتی که از دلش می اومد را با عقل و منطق خواستم جدی نگیرم خدایا منو ببخش که .... کاش یک کم بدی دیده بوم کاش&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;  &lt;/SPAN&gt;یک گوشه ی دلم یک چیزی برا پس زدنش بود خدایا من و اون مستحق ...حتی اگه من لیاقت نداشته باشم خدایا اونو عذاب نده . دیشب که اساسی هنگ کرده بودم اما امروز فقط اشک ریختم فقط اشک ریختم بابا می گفت: تو خودتم دختر خوبی هستی خدا برات خواسته کارت از همه بهتر می شه &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt;خدایا این محبتی که از اون گرفتم قشنگ ترین حسی بود که تا حالا داشتم از اون دل مطمئن و پاکش از اون صداقتی که ازش دیدم از اون ذوقی که برا گفتن حرفهاش برام داشت خدایا من اونو اسیر نکردم اون منو اسیر خودش کرد من که به اندازه ی اون خوب نبودم که خدایا حالا می فهمم که چه مخمصه ای داشته حالا می فهمم تحت فشار بودنش یعنی چی؟ حالا می فهمم که می گفت هوای منو داشته باش تا آخر عمرم هواتو دارم یعنی چی؟ خدایا الان تو چه حاله؟&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;  &lt;/SPAN&gt;می دونم اونم داره با تو حرف می زنه اونقدر برات عزیزه که توام به عشقش جواب می دی مگه می شه از این حرفای من بی خبر باشه ؟ خوشبخی برای من و اون هست من آیندم را با اون&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;  &lt;/SPAN&gt;می بینم اگه منم جزء اون بنده های سیاه لشگر تو باشم اما اون که نیست اون بنده ی عزیز که تو خوشبختی را بهش می دی اگه منم نخواد از تو دلش بیرون کنه به واسطه ی اون منم این خوشبختی را می فهمم خدایا من خیلی خوش شانسم&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;  &lt;/SPAN&gt;خیلی ازت ممنونم چون از این به بعدم را می دونم به خاطر اون بیشتر از همیشه هوامو داری اینو مطمئنم&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt;خدایا مرسی که تونستم حرفمو بهش بزنم اگر نه این آرامش الانم را نداشتم و می دونم که واقعا برای اونم آرامشی بوده&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt;(سلام... خدا&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;  &lt;/SPAN&gt;ارحم الراحمین به من و به تویی که دلت از من صافتره رحم می کنه تا حالا نشده دعام بی جواب بمونه اصلا نگران نباش همه کارا درست می شه از بابت من خیالت راحت هر موقع خواستی بهم زنگ بزن)&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt;حتما فهمیده که منم هواشو دارم خیالم راحت شد که بهش نشون دادم این تنها کارییه که از دستم بر می اومد خدایا به خداییت قسم به اون قلب پاکی که ازش دیدم اگه می دونستم باید جونمو براش&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;  &lt;/SPAN&gt;بدم&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;  &lt;/SPAN&gt;دریغ نمی کردم &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt;خدایا دلم قرصه چون از تو خواسته بودم چون این بار فقط و فقط از تو خواسته بودم به تو توکل کردم و به علی ابن ابی طالبت توسل از اون خواستم واسطه من بشه که حاجتم روا بشه خدایا اومدنش تو زندگی من نه تصادفی بود نه به اراده ی خودم یا کس دیگری بود نه هرچیز دیگه ای غیر از اینکه اومدنش فقط کار تو بود و محبتیکه به دلمون نشست کار&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;  &lt;/SPAN&gt;تو بود خدایا تو منو مسخره نمی کنی خدایا من هزیان نمی گم مجنون و شیدا هم نیستم من فقط به تو توکل کردم و به علی توسل و باهات قول و قرار گذاشتم سر قولم موندم و تو هم بهم جواب دادی اما الان فقط یک مشکلی پیش اومده چون من هنوز جوابمو کامل نگرفتم چون تو این بنده ی حقیرتو مسخره نمی کنی مطمئنم تو این آشنایی خیر بود تو این محبت خیر بود عشقی که الهیه که خدایا خودت می دونم این حرف من نیست تو این پیش آمد خیر بود تو این بی خبری خیر بود توی قطره قطره اشکهای بی اختیار امروزم خیر بود خیر خیر خیررررر تو این زمانیکه پیش اومده و باید طی شه هم خیره مطمئنم همه چیز درست می شه به قول اون ( کوچه ی ما هم یک روزی عروسی می شه خدا بزرگ) خدایا می گقت اگه بنده ها بدونن که خدا چقدر دوستشون داره از فرط خوشحالی قالب تهی می کنن خدایا خجالت می کشم که یک وقتهایی مثل دیروز به محبتت شک می کنم خدایا منو ببخش &lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;بازم شکر &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt;خدایا به اون خواب عزیزی که اون چشمهای قشنگش از علی دیدن و به عشقیکه به من داد و منم محرم رازش دانست&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;  &lt;/SPAN&gt;و به اون نیتی که از دلم اومد و اون یا علی که گفتم ایمان دارم که این حرفها و این آشنایی و این محبت نه اتفاق نه پیشامد&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;  &lt;/SPAN&gt;و نه آخرش این بی خبری الان و جدایی. امروز خواندم : &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt;( حضرات معصومین(ع)&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;  &lt;/SPAN&gt;در پیشگاه ذات الهی آبرومندند و اگر آنان را در میان خود و خدا شفیع قرار می دهیم به خاطر آن است که با وساطت این آبرومندان درگاه حضرت حق از غفران و رضوان الهی بی نصیب نمانیم و لذا دست توسل به دامن هر یک از این عزیزان آبرومند می زنیم و عرض می کنیم: (یا وجیها عند الله اشفع لنا عند الله) یعنی ای عزیزی که در پیشگاه خداوند وجاهت و آبروداری از ما در درگاه احدیت شفاعت کن ( تاخداوند به اعتبار و آبروی شما از گناهان ما درگذرد و کفران و ناسپاسی های ما را نا دیده بگیرد تا امور دنیا و آخرت ما سامان بپذیرد) و &lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;می دونم که خدا به آبروی علی که قسمش دادم هم که شده این کار بی جواب نمی مونه&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt;آخرش عشقه و زندگی و خوشبختی&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;  &lt;/SPAN&gt;و آرامش و عشق بازی و &lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;یک باغچه ی کوچیک و...همون جوریکه اون می گفت شییییییییییک &lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt;خدا جون الان ازت می خوام سلامت باشه سلامت و سلامت و آرامشی که امروز من گرفتم را اونم داشته باشه دیگه این که این کار را مثل شروع متفاوت و الهی که داشت به خودت وا می گذارم به قول اون افسارم دست خودت هر جایی می خواهی منو ببرهر چی صلاحه همون راضیم به رضای تو&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;  &lt;/SPAN&gt;و دیگه اینکه ازت سعه ی صدر می خوام حالا می فهمم چرا بهم گفت از خدا بخواه بهت سعه صدر بده می دونم تو دلش خبر داشت خدایا&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;  &lt;/SPAN&gt;بهم صبر بده &lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;خدایا کمکمون کن و مثل همیشه با ما باش مرسی خدای من مرسی &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;o:p&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot; size=3&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;o:p&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot; size=3&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Thu, 31 Jul 2008 21:54:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=gharib123&amp;postid=45</comments>
<dc:creator>gharib123</dc:creator>
<guid>http://gharib123.blogfa.com/post-45.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>درد دل</title>
<link>http://gharib123.blogfa.com/post-44.aspx</link>
<description>                                             ((بمیرید قبل از آنکه بمیرید))
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;اشاره به مردن منیت ها و انانیت ها پیش از فرا رسیدن اجل طبیعی است و با این مردن است که می توان به سرچشمه آب حیات دست یافت و مرگ را مسخر خود کرد.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;این چند روز یک کتابی بهم معرفی شد و من مشتاقانه خواندمش به اسم در محضر لاهوتیان در مورد زندگی و خرق عادات آقای مجتهدی. خیلی با خواندنش آروم شدم مخصوصا این چند روز که حرف و بحث زیادی را با اطرافیان داشتم آرامش معنوی که از این کتاب گرفتم واقعا تسکین دهنده بود.  حالا چرا حرف و بحث داشتیم ؟ همش به خاطر حرف مردم  و یک کلاغ چهل کلاغی که می کنن و دمار از روزگار آدم در می یارن یک زمانی اونقدر دلم می خواست همش دور هم باشیم رفت و آمد داشته باشیم اما الان از آدمیزاد گریزان شدم آخه واقعا هم صحبتی هایی که این روزها هست جز آزار روحی برا آدم هیچی نداره حتی اگر طرفت بخواهد واقعا بهت کمک کنه خلاصه که دلم می خواد یک چند وقتی برم تو یک جزیره ای جایی تک وتنها برا خودم زندگی کنم هیچ بشر دو پایی را هم دور برم نبینم  اما فعلا که دسترسی به همچین اماکنی برام نیست تصمیم گرفتم بی خیال باشم و هیچ کس را فعلا تا اطلاع ثانوی آدم حساب نکنم اگه البته بشه اگر هم نشد صبوری می کنم صبوری... &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;همیشه تو زندگی از اینکه تو شرایطی قرار بگیرم که نه راه پس داشته باشم نه راه پیش نگران بوده ام الان هنوز به اونجاها نرسیدم اما خداجون ازت می خوام مثل همیشه که هوامو داشتی و تنهام نمی گذاری اگر قراره جوری باشه که سردرگم بشم و پشیمان و وامونده خودت آنچه که درست تره بگذار پیش پام. مطمئنم که همین می شه چون فقط و فقط از تو خواستم و به لطف تو درمانده نمی شم.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;از کسانی که قدم رنجه کرده  و پا می گذارن توی خلوت من التماس دعای فراوان دارم اونم توی این شبهای عزیز ماه رجب . پاینده باشید&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Fri, 18 Jul 2008 08:38:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=gharib123&amp;postid=44</comments>
<dc:creator>gharib123</dc:creator>
<guid>http://gharib123.blogfa.com/post-44.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>فراغت</title>
<link>http://gharib123.blogfa.com/post-43.aspx</link>
<description>الان تقریبا حدود ۲۰ روزه که سرم از درس و بحث فارق شده و دارم یک نفس راحتی می کشم اما نمی دونم چرا راحتی ام بهم نیومده یعنی انگار خودمم دلم می خواد از خودم کار بکشم و درگیر باشم در عین حال کلی پروزه های جور واجور هم تو ذهنم هست که دلم می خواد عملی شون کنم اما فعلا منتظر وقوع بزرگترین رخداد زندگی هستم (البته به تعبیر خودم) تا ببینیم چی می شه 
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;این چند روز مامان بزرگم مهمونمون بود و خیلی از ۱-۲ ماه قبل متفاوت به چهره ی چروک خوردش که نگاه می کردم دلم می لرزید از خدا خواستم وقت پیری تا اون زمانی که چشمم می بینه و گوشم می شنوه و هوش و حواسم سر جاست و سرپا هستم زنده باشم خدایا آخر عاقبتمون را به خیر کن &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;این شعرم از بابام یاد گرفتم و آویزه گوشم شده امیدوارم بتونم افتادگی را هم یاد بگیرم&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;FONT size=3&gt;  &lt;STRONG&gt;افتادگی آموز اگر طالب فضلی     هرگز نخورد آب زمینی که بلند است&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sat, 12 Jul 2008 21:27:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=gharib123&amp;postid=43</comments>
<dc:creator>gharib123</dc:creator>
<guid>http://gharib123.blogfa.com/post-43.aspx</guid>
</item>
</channel>
</rss>
